سلامنمی دونم تا حالا چند مرتبه از خدا چیزی خواستید
اما مطمئنم که این تجربه رو داشتید
چیزی که توی این تجربه ی قشنگ مشترکه و همه لمسش کردید،احساس خلوصی که بنده نسبت به خدا داره.
یه لحظه تمام وجودش از خدا لبریز میشه و یاد تکیه گاه محکمش می افته
حتی به خاطر اثبات پاک بودن نیتش از فکر به خواستش دست می کشه و کاملا متوجه خدا میشه.
اما سوالی که می خوام بپرسم اینه...
این احساس چقدر موندگاره؟؟
چقدر همدم و همراهٍ انسانٍ؟؟
چرا ما آدم زمینی ها یاد نگرفتیم فقط در لحظه ی نیاز طلبٍ مطلوب نکنیم؟؟
اما خدا تلنگرٍ جالبی توی سوره ی روم به این انسانٍ دچارٍ نسیان زده.
توی آیات 33 و 34 سوره ی مبارکه روم خدا به این نکته اشاره ی جالبی کرده.
و مردم (عادتشان این است که) هر گاه رنج و المی سخت به آنها رسد در آن
حال خدای خود را به دعا میخوانند و به درگاه او با تضرع و اخلاص روی
میکنند و پس از آنکه خدا به آنها رحمت خود را چشانید (و از آن سختی
نجاتشان داد) آن گاه باز گروهی از آنها به خدای خود مشرک میشوند. (۳۳)
تا نعمتی را که به آنها عطا کردیم کفران کنند. (باری، ای کافران
ناسپاس) اینک (به هوا و هوس) تمتّع برید که به زودی به (کیفر اعمال خود)
آگاه میشوید. (۳۴)
اما چیزی که جالب تره اینه که این قضیه هنوز تموم نشده
گاهی وقتها این نسیان انسان رو دچار گناه می کنه
چرا بر نمی گردیم؟؟
این فکرهایی که به مغزمون هجوم میاره و ما رو از برگشت می ترسونه از کجا نشئت می گیره؟؟
توی آیه ی36 همین سوره،خدا به ما آدم زمینی ها میگه که توبه مال ماست
مردم (بر این عادتند که) هر گاه ما رحمتی به آنها چشانیم شاد شده و اگر
رنج و بلایی از کردهی خودشان ببینند در آن حال (به جای توبه به درگاه خدا،
از رحمتش به کلی) نومید میشوند. (۳۶)
پس برگردیم!